OBJECT TION
  
 
 
مرداد 1384
ش ی د س چ پ ج
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        
 
آرشیو

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
سه شنبه 25 مرداد ماه سال 1384
جواب دادن به سوالات با fell-felt-found


 
نحوه ارتباط با دیگران feel-felt-found

ارامش داشتن و صبور بودن

جبهه نگرفتن

گوش دادن با دقت

با تمام وجود درک کردن

همسطح فرد خود را قرار دادن- درک متقابل

نپریدن در حینصحبت

بکار بردن تکنبکهای روانشناسی

لحن صحبت کردن

اینکه شخص اطمینان پیدا کند ما همسطح او هستیم

صذاقت در راه حل دادن

مراحل ارتباط موثر با دیگران feel

داشتن راه حل های متفاوت و متنوع

لازمه ان:همگام شدن با فرد از نظر

جسمی

روحی

جسمی:عمل گرا بودن با حالات بدنی(طرز نشستن - طرز حرف زدن -حرکات دست-)مانند او بنشینید-حرف بزنید

روحی:نشان دادن احساسشبیه طرف مقابل(موافق بودنبا حالات چهره او ) اگه جدی بود شما هم جدی باشید اگه شاد بود شاد یاشید

اگه اروم صحبت می کند اروم صحبت کنید نه جدی و سریع و بلعکس چون این کار حوصله او را سر میبرد

مفهوم اصلی:من هم مثل تو هستم و میتونی روی من حسای کنی(در واقع رو به رو شدن با باورها و عقاید فرد و احترام گذاشتن به ان)

حتی هماهنگی در تنفس برای داشتن و ایجاد اعتماد به نفس و اطمینان لازم است(مانند ورزش یوگا)

شرایط ایجاد درک طرف مقابل

شیوه مورد علاقه طرف را درک کنیم(5 حس)

استفاده از روش ازمون و خطا (وقتی نمی دانیم چه روشی را می پسندد)

ابتدا برای متوجه شدن سه سوال می پرسیم

ایا نظراتی که من گفتم را قبول داری(شنیداری)

ایا تمایل داری به این روش کار کنید(دیداری)

این مطالب چگونه به نظرتان می رسد(حسی)

اگر به تنهایی جئاب نداد هر سه تا را امتحان کنید

شنیداری:بیشتر تمایل دارند یک مطلب را بشنوند و بیشتر می گن بگو

دیداری:برای من بکش و روی کاغذ بیشتر قبول دارند و بیشتر میگن بیار ببینیم

حسی:ملموس تر و قابل لمس تر و میگن یه کم باز ترش کن ملموس ترش کن

گوش دادن پویا:

یک شخص زمانی میتواند لب به سخن بگشاید که قبل از اینکه نقطه نظر خود را بگوید نقطه نظر طرف مقابل را شنیده باشد

وقتی نقطه نظر دیگران را به زبان خود بازگو می کنیم اگر اشتباهی کرده باشیم طرف مقابل ان را اصلاح می کند

در این بین از او تایید بگیرید و کمی مکس کنید تا تاثیر حرفهایتان بیشتر شود

از نکات مهم در گوش دادن پویا استفاده از کلمات استفهامی(چرا - چه)

مثلا می گه:من گیج شدم متوجه نشدم

شما میگید:از چی گیج شدید (در واقع سوال رو با سوال جواب بدیم)

متقاعد کردن felt

روش تکیه گاهی:باید ببینید که چی میخواهد و چه چیز شما را راضی میکند

افراد کار را برای رضایت خود انجام می دهند نه شما(شما باید راضیش کنید او خود را فراموش کنید را نمی داند

برای طرف مقابل کار را ملموس کنید(در یک کادر دو ستون ایجاد کنید)

جنبه های مثبت و جنبه های منفی

وقتی شما میتوانید شخص را متقاعد کنید که جنبه هایمثبت بیشتر از منفی ها باشد در غیر این صورت متقاعد کردن از سمت شما خیلی سخت است

در این قسمت به یکسری نتایج می رسیم

باید شخص را با اون احساس به مرحله تصمیم گیری برسانیم

تصمیم گیری found

مراحل موثر در تصمیم گیری:

که تمام اینمراحل به شما و نتیجه کار با شخص بستگی دارد و ثابت نمی باشد

تحلیل مسیله یا موقعیت

شناسایی راه حل های گوناگون

انتخاب یک راه حل

بیان راه حل

بیان نتایج انتخابی

استراتژی تصمیم

انگیزه:راغب شدن - به مرحله تصمیم گیری

تصمیم:تصمیم به تصمیم گیری(یا وارد می شود یا نمی شود-مختار بودن)

تایید:نتایج خوب و بد این کار را بداند بعد روی اینها نتیجه بگیرد

اطلاعات کامل در مورد کلیات و جزییات او را بدانیم (خواسته ها - نیازها - علایق - عشق - تنفرها)

انگیزه:اینکه تحت تاثیر چه عاملی تصمیم به خرید گرفتهو اینکه چه گونه به این نتیجه رسیده که می خواهد خرید کنند

تصمیم:خرید را انجام داده:قبل از ورود یک سری از ارزش ها را داشته و بعد از خرید یک سری دیگر را پیدا کرده

نقطه نظرات را طوری باید به طرف مقابل گفت که اوجبهه نگیرد

در تصمیم گیری ما پیشنهاد می دهیم

در نهایت اگر خاطره یا تجربه ای از خود یا دیگران داشتیم برایش بازگو می کنیم

جمع اوری~~~~>چند تا از بالاسری های زحمت کش خودم


 
یکشنبه 23 مرداد ماه سال 1384
چه چیزی مردم را وامی‌دارد که رهبری کسی را بپذیرند ؟



پاسخ را باید در خصوصیات شخصیتی اشخاص جست‌وجو کرد.

ازجمله مواردی‌که در لیست رهبران خبره به چشم می‌خورد ، عبارتند از:

 

تمرکز (Focus):

چگونه می‌توان هوش و هواس خود را روی یک نقطه متمرکز کرد و رهبری کارامد و موثر شد؟ این دری است که با دو کلید باز می‌شود:

الف) تعیین اولویت

ب) تمرکز

وقت و انرژی خود را چگونه صرف می‌کنید؟

· 70 درصد بر نقاط قوت خود تکیه کنید.

· 25 درصد دنبال چیزهای نو باشید (رشد یعنی تغییر)

· 5 درصد مراقب ضعف‌های خود باشید (هرکسی ضعفی دارد که باید از آن آگاه باشد. راه این است که پی‌آمدهای آن‌را به حداقل ممکن برساند)

گوش دادن (Listening):

رهبر خوب، زیردستان خود را تشویق می‌کند تا چیزی را به او بگویند که نیاز به داشتن آن دارد، نه چیزی را که خوشایند است. پیتر دراکر، پدر مدیریت آمریکا معتقد است 60 درصد مسائل مدیران، ناشی از ارتباطات غلط است این درحالی است که بیش‌تر مسائل ارتباطی، ناشی از گوش ندادن است.

در گوش کردن دو منظور دارید:

الف) ارتباط با مردم

ب) باخبر شدن از چیزی که از آن خبر ندارید.

گوش خود را در برابر این اشخاص باز کنید:

زیردستان، مشتریان، رقبا و مرشدان.

شور و شوق (Passion):

در بین عواملی‌که راز کام‌یابی آدم‌های موفق را به خود اختصاص داده‌اند، نقش شور و شوق و عشق از چیزهای دیگر بیش‌تر است.

چه چیز باعث می‌شود آدم‌های به‌ظاهر معمولی به توفیق‌های بزرگ دست یابند؟ پاسخ: شور و شوق و عشق.

اگر زندگیتان با عشق و علاقه آمیخته نباشد، کار رهبری تان دشوار می‌شود. حقیقت این است که نمی‌توانید کاری را که به آن عشق و علاقه ندارید به سرمنزل مقصود برسانید.

نگرش مثبت (Positive Attitude):

انسان موفق کسی است که با آجرهایی که به‌سوی او پرتاب کرده‌اند بنای محکمی بسازد. به‌منظور درک بیش‌تر معنای مثبت بودن، به موارد زیر بیاندیشید:

· نگرش شما دست خود شماست: آخرین آزادی ما انسان‌ها این است که نگرش خود را در هر شرایطی، خود انتخاب کنیم.

· نگرشتان حاکم بر اعمال شماست: ابزار برنده، نگرش شماست نه استعدادتان.

· آدم‌های شما آیینه‌ی نگرش شما هستند: به خود شما بستگی دارد که چه کسی را جذب کنید.

· حفظ نگرش خوب از بازیابی آسان‌تر است.

مشکل‌گشایی (Problem Solving):

این یکی از جاذبه‌هایی است که صف برنده‌ها را از بهانه‌گیرها جدا می‌کند. رهبرانی که در حل مشکلات کفایت و درایت دارند، از پنج صفت برخوردارند:

· مشکلات را پیش‌بینی می‌کنند.

· حقیقت را می‌پذیرند.

· تصویر بزرگ را می‌بینند: بیش‌تر افراد موانع را می‌بینند، کسانی هم هستند که اهداف را می‌بینند.

· هربار با یک مساله ، روبه‌رو می‌شوند: اگر با مسائل فراوانی روبه‌رو شدید، آن‌ها را یک‌به‌یک حل کنید.

· از اهداف اصلی خود دست نمی‌کشند.

روابط (Relationships):

مردم وقتی به دانایی شما اهمیت می‌دهند که بدانند به آن‌ها اهمیت می‌دهید. توانایی کارکردن با مردم و برقراری ارتباط، پایه‌ی اساسی رهبری موفق و موثر است. چه می‌توان کرد که حسن ارتباط برقرار شود؟

با هرکس باید به اقتضای خصوصیات او رفتار شود، نه این‌که تفاوت‌های اشخاص دیده نشود (انعطاف‌پذیری رهبران).

- قلب رهبری داشته باشید و مردم را دوست بدارید.

رهبر کسی نیست که ادعای رهبری داشته باشد، رهبران با دیگران احساس هم‌دلی دارند و دلشان می‌خواهد قدرت‌های مردم را ببینند نه ضعف‌هایشان را.

امنیت خاطر (Security) :

رهبران متزلزل برای خود، زیردستان خود و سازمانی که هدایت آن‌را به‌دست دارند، خطرناکند، زیرا ضعف یا خطای دیگران را صد چندان می‌کنند.

بیاموزید! (Teach ability):

اگر به رشد سازمان خود علاقمند هستید، باید هرروز چیز تازه‌ای بیاموزید.

رشدتان می‌گوید که چه کسی هستید.

این‌که چه کسی هستید، تعیین می‌کند که چه کسانی را جذب کنید.

این‌که چه کسانی را جذب می‌کنید، توفیق سازمانتان را رقم می‌زند.

آینده نگری و قوه‌ی تشخیص (Vision):

آینده از آن کسانی است که امکانات را پیش از آن‌که آشکار شوند، می‌بینند.

آینده‌ نگری برای رهبر همه چیز است، زیرا راه را به او می‌نمایاند، هدف را ترسیم می‌کند، آتش درون را شعله‌ور می‌سازد و او را به جلو می‌برد.

خدمتگزاری (Serventhood):

رهبر واقعی به مردم خدمت می‌کند و در راه خدمت به مردم هر بهایی را می‌پردازد. قانون تفویض اختیار می‌گوید که فقط رهبران استوار و برخوردار از امنیت خاطر هستند که به دیگران قدرت و اختیار می‌دهند، این‌هم درست است که فقط رهبران برخوردار از احساس امنیت هستند که از در خدمتگزاری وارد می‌شوند.

صداقت (Honesty):

اقدام (نه فقط حرف) که نمایانگر صداقت، اعتماد، عدالت، اخلاقیات و استانداردهای بالای اخلاقی و در واقع نشانه‌های حیاتی یک رهبر خوب است. توماس جفرسون می‌گوید: زمانی‌که کاری انجام می‌دهید، گرچه ممکن است جز برای خودتان آشکار نشود، از خود بپرسید اگر همه‌ی نگاه‌ها به سمت کار من باشد، چگونه عمل می‌کنم؟ کارکنان همیشه درحال نگاه کردنند و رهبران واقعی کار درست را انجام می‌دهند.

توانایی و قابلیت (Competence):

این ویژگی مواردی ازقبیل هوش و ذکاوت، دانش، آموزش‌های رسمی، حتی تجربه را دربردارد. عملکرد و نتایج مطلوب در موقعیت‌های مختلف و با تیم‌های مختلف، نمایانگر وجود توانایی و شایستگی است.

پاداش و شناخت (Recognition & Rewards) :

نقل قولی از شهریار نوشته‌ی نیکولو ماکیاولی است که می‌گوید: یک رهبر باید نشان دهد که طرفدار استعداد و در واقع شناخت افراد بااستعداد و محترم شمردن آن‌هایی است که در هنرهای خاص عالی‌ترینند. یک رهبر واقعی در عملکرد، عالی‌ترین است. یک رهبر می‌تواند پاداش پرسنل را با سؤال کردن از خود آن‌ها تعیین کند، این امر اثربخشی بالایی دارد.

مسوولیت (Responsibility):

هر توفیق بزرگی ایجاب می‌کند که مسوولیت بپذیرید. در تحلیل نهایی، صفت مشترک همه‌ی آدم‌های موفق، توانایی آن‌ها در قبول مسوولیت است. نگاهی می‌اندازیم به صفات اشخاصی که مسوولیت را می‌پذیرند:

· کار را انجام می‌دهند: اگر خواهان توفیقی بیش‌تر و برانگیختن حس احترام پیروان خود هستید کار را از خود بدانید، خواهید دید که تا کجا پیش خواهید رفت.

· از هیچ کاری روی برنمی‌گردانند: آدم‌های مسوول، لب به اعتراض نمی‌گشایند، نمی‌گویند این کار، کار من نیست. آن‌ها هر کاری را که پیش آید انجام می‌دهند تا کار سازمان راه بیافتد.

· تعالی‌خواه هستند: اگر کم‌تر از توان خود کار کنید دچار فشار روحی می‌شوید، هدف خود را متعالی بگیرید، احساس مسوولیت خودبه‌خود ایجاد خواهد شد.

· در هر شرایطی کار خود را به نتیجه می‌رسانند: اگر سودای رهبری در سر دارید، باید عملکرد خوبی نشان دهید


 
چهارشنبه 5 مرداد ماه سال 1384
وظیفه شما در هنگام پیگیری کردن


وظیفه شما در هنگام پیگیری کردن

1- ملموس کردن سود این سسیستم و حقیقی بودن این سیستم

2- جواب دادن به سوالات افراد

که هر دو اینها رابطه مستقیم دارند با

Shift Their Mind

عوض کردن نگرش انها

روشی موثر برای انجام وظایف شما در پیگیری

با دقت به حرفهای افراد گوش دهید مهم نیست که چند بار همان صحبت را شنیده باشید(برایان تریسی)

با دقت به صحبتهای او گوش دهید در هنگام گوش دادن سر تکان بدهید و خود را از نظر فیزیکی به سمت او ببرید با اشتیاق نه به دروغ با این کار او را ترغیب می کنید که او هم به طور کامل به صحبتهای شما گوش بدهد این کاربه شما کمک می کند تا بتوانید بهتر به سوالات او وجواب دهید چون می دانید که مشکل او کجاست

بعد از پیدا کردن سوالات فرد باید فکر کنید که بهترین روش برای جواب دادن و تاثیر گذاشتن بر او چیست با توجه به خصوصیات رفتاری او توجه کنید که با فرد وارد مشاجره نشوید حتی اگر صاحب نفوذ هستید یادتان باشد شما کسی را مجبور به انجام کاری نباید بکنید تصمیم گیر نهایی اوست اورا متوجه این موضوع بکنید

سوال کردن از طرف شما به او نشان می دهد که شما به صحبتهای اوگوش داده اید با این کار او را متوجه می کنید سوالات و صحبتهای بی معنا نکند چون او می داند شما به دقت به صحبتهای او گوش می هید

ایراد و سوالات افراد به معنی این است که اطلاعات شما کافی نبوده یا روش اتخابی شما غلط بوده و بر او تاثیر نگذاشته می توانید اگر میدانید که هر دو قسمت رت به طور کلمل انجام دادهاید برای رفع این کار میتوانید جواب سوالات افراد را در چندین بار به طور کامل توضیح دهید مراقب باشید با این کار در او حس نخوشایندی ایجاد نکنید( بگویید این فکر کرده من احمق هستم و همه چیز رو دیر میگیرم)

اگر از صحبت کردن اومتوجه هدف نهایی او نمیشوید به زبان بدن او نیز توجه کنید

در صحبتهای او نپرید وقتی شما در صحبتهای طرف مقابل میپرید بجای جواب دادن به سوالات و ایرادات او به ایرادات او ایراد گرفته اید و سوالی تازه همراه با لج بازی یرایش ایجاد کرده اید

اگر به شما اعتماد ندارد بهتر است

Feel-Felt-Found

را از سمت یک نفر دیگه انجام دهید یعنی به جای اینکه بگید ==احساس تون رو درک میکنم من هم این حس رو داشتم ولی میدونید چی کار کردم بگید میفهم چی میگید فلانی هم همین حس رو داشت اما بعد متوجه شد که...

برای ایجاد انگیزه در افراد بی انگیزه بیرون کشیدن اهداف او است

درمیان گذاشتن اهداف وگفتن مزیت انها بهترین راه برای بیرون کشیدن اهداف افراد است

وقتی اهداف خود را برای دیگران بازگومیکنید به او هم جرات میدهید تا خود او هم درباره اهداف خود صحبت کند این کار باعث از بین رفتن ترس از خواستن اهداف بزرگ است

در تمام مراحل باید صداقت را داشته باشید و چیزی را به دروغ بیان نکنید چون تاثیر کاملا عکس دارد(صداقت در کار در همه جا به فریادتان میرسد)

موفق و سر بلند باشید



 
شنبه 25 تیر ماه سال 1384
درباره مطالب



مطالب این صفحه رئ خیلی با زبان ساده نوشتم و مثل مکالمات دو طرفه در نظر گرفتم تا هم تجزیه تحلیلش واسه خودم راحتر باشه و هم برای کسایی که می خونن

موفق باشید

 
شنبه 25 تیر ماه سال 1384
از کجا بهمیم که این طرح هرمی نیست


یکی از ملاکهای تشخیص طرح های هرمی از دیگاه جرالد پی نهرا و جفری بابنر
یک فرصت قانونی در بازاریابی شبکه ای دارای یک سیستم جبرانی بر پایۀ فروش کالا است و نه عضویت اعضای جدید . اگر پول برای عضویت فروشندگان جدید به جای فروش کالا پرداخت شود بیزینس به نظر یک طرح هرمی می باشد .
طرح هرمی هیچ فرقی نمی کنه که یک سیستم جبران Binary باشه ،  Hybridباشه ،  Matrix باشه یا breakaway . موضوع اینه که اولا محصول فروخته بشه اون هم محصولی که با توجه به قیمت بازار قیمت گذاری شده باشه نه بیشتر . ثانیاً به افراد اینگونه القا نشه که می تونن از این کارراحت به ثروت برسن .
بررسی طرح یک فوریتی
نمایندگان مجلس شورای اسلامی روز چهارشنبه به یک فوریت طرحی رای مثبت دادند که در صورت تصویب نهایی آن ، فعالیت شرکتها و موسسات با ساختار هرمی با شبکه بی‌انتها ،از قبیل گلدکوئست، ممنوع می‌شود.
این طرح به امضای ‪ ۵۰نفر از نمایندگان رسیده است .
در صورت تصویب نهایی این طرح، "هرگونه فعالیت موسساتی که با ایجاد ساختار هرمی ,زنجیره‌ای بی‌انتها از افراد را برای جذب افراد دیگر و مشارکت آنها در جذب سرمایه، بدون استخدام و بدون پرداخت حق‌الزحمه و تنها با دریافت حق عضویت یا اجبار به خرید کالا به کار می‌گیرند تحت هر عنوان جرم محسوب شده و ممنوع می‌باشد..
یک فوریت این طرح را حمیدرضا کاتوزیان نماینده تهران درجلسه علنی روز چهارشنبه مطرح کرد.
طرح هنوز به تصویب نرسیده است ولی با توجه به متن خبر مشخص است که موضوع کاملاً تفهیم شده است و بحث تنها سر طرح هرمی است

 
شنبه 25 تیر ماه سال 1384



کثرت جمعیت جوان ما در اینجا عامل منفی نیست؟
کاملا درست است. جوان بودن جمعیت ما در صنعت IT کاملا به نفع ما است و در مفاهیمی مانند بازاریابی شبکه ای برگ برنده محسوب می شود. این نوع تجارت بیشتر توسط جوان ها انجام می شود. وقتی می گوییم 20 درصد جمعیت جوانان ما در سال 1390 بیکار خواهند بود بسیار رقم نگران کننده ای است و برای هر کشوری می تواند معضل امنیتی ایجاد کند. در دنیا 4 تا 5 درصد بیکاری را مشکل اقتصادی می دانند اما وقتی از این عدد به بالا رفت دیگر یک معضل امنیتی است و باید انواع راهکارهای مختلف برای اشتغال آنها را شناسایی و از آنها استفاده کنیم.
مالیات محصولات چقدر است و چگونه تحویل میشود ؟
 سهم مالیات دولت بابت هر محصول 4% می باشد که هنگام دریافت محصول شخص آنرا می پردازد . ( بعنوان مثال اگر کسی محصول 600 دلاری خریداری کرده باشد هنگام دریافت محصول خود از دفتر ، 24 هزار تومان بابت مالیات دولت می پردازد مانند هزینه ای که لیدرها دریافت می کردند .)
پولی پرداخت کرده‌اند که خورده شده باشد؟
 خیر، تاکنون سابقه نداشته که کسی پولی را به شرکت گلدکوئست پرداخت نماید و خورده شده باشد و قطعاً اگر این اتفاق در آینده بیفتد باز هم اکنون قابل بحث نیست؛ چون ما حق نداریم کسی را قصاص قبل از جنایت کنیم. هر چند که بیمه‌ی شرکت و تضمین‌ها و اعتبارات بالای شرکت در سطح جهان، احتمال این کار را به حد صفر رسانده است .و انهای که همچین ادعای را دارند این کلاه برداریها از سوی مردم بوده نه کمپانی 
با پولی که برای این کار، هزینه کرده‌اند می‌توانستند شغل پردرآمدتری داشته باشند:؟
اولاً حیف است که از عبارت «هزینه» استفاده کنم؛ به‌تر است بگویم «سرمایه‌گذاری» اما با این فرض که شخصی، پس از ورود، حتی یک سنت هم دریافت نکند باز هم سود این کار از خیلی کارهایی که می‌توانست انجام دهد بیش‌تر است. مثلا سکه‌ای با مبلغ ۵۷۰ دلار یا ۵۰۰ هزارتومان خریده‌اید. اگر ۵۰۰ هزارتومانتان را در کاری سرمایه‌گذاری می‌کردید که ماهیانه، ۱۰٪ سود هم عاید شود (که چنین کاری به ندرت پیدا می‌شود!) پس از ۳سال، یک میلیون و هشت‌صد هزار تومان سود می‌کنید. البته کاری با تورم سه سال آینده و کم شدن قدرت خرید پولتان در سه سال آینده ندارم! در حالی که یک سکه‌ی کلکسیونی گلدگوئست، با گذشت سه سال، معمولاً ارزشی به مراتب بیش‌تر پیدا می‌کند(آن هم به دلار!) و همه‌ی این فرض‌ها بر این است که اشخاص تازه وارد، هرگز نتوانند زیر مجموعه‌ی خودشان را تشکیل بدهند
آیا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که همه‌ی مشتریان آن سود می‌کنند ؟
خیر، البته مشتریان گلدکوئست چنان‌چه فعال باشند؛ پس از مدتی، سود قابل توجهی می‌کنند؛ مثلا تا سقف ۱۵۰۰۰ دلار در هفته، اما همیشه و در همه‌ی مشاغل، عده‌ای هم وجود دارند که به دلایل مختلفی مثل جدی نگرفتن کار، تنبلی، آموزش اشتباه و ... به آن سود مطلوب نمی‌رسند. و اصولا سود خوب دلیل کافی برای مفید بودن کار نیست اصولا هر کاری، استراتژی‌های خاص خودش دارد و چنان‌چه رعایت نشوند؛ نه تنها موفقیت‌آمیز نیستند؛ بلکه می‌توانند برای دیگران نیز مضر و خطرناک شوند
ایا دلیل مفید بودن گلدکوئست این است که این کار با بازاریابی‌های سنتی تفاوت دارد و بیش‌تر افراد به انگیزه‌ی کسب درآمد، جذب این سیستم می‌شوند ؟
خیر، البته این کار با بازاریابی‌های سنتی، خیلی فرق دارد. و ممکن است که افراد به انگیزه‌ی کسب درآمد، جذب این سیستم شوند همان‌طور که خیلی‌های دیگر به انگیزه‌ی کسب درآمد؛ جذب هر نوع صنف دیگری هم می‌شوند. و اصولا انگیزه‌ی کسب درآمد، مفید است اما گفته شود که برخی افراد، شاید تمایل چندانی به خرید خود سکه نداشته باشند و عمده‌ی اهدافشان، همان کسب درآمد باشد. همان‌گونه که نیت و انگیزه‌ی اصلی مردم، در سپرده‌گذاری قرضالحسنه‌ی بانک‌ها،  باید ثواب و فیض مذکور در آیه‌ی «من ذا الذی یقرض الله قرضا حسنا» باشد وگرنه سپرده‌گذاری دیگری را(که سود هم دارد) انتخاب می‌کنند. اما در عمل کسی چندان به فکر اجر معنوی‌اش نیست و البته تبلیغات خود بانک‌ها نیز تاکیدی بر اجر معنوی ندارد بلکه هدف بیشتر مردم، و همین‌طور فشار تبلیغاتی بانک‌ها، بر برنده شدن مرسدس بنز الگانس، خودروهای پژو و سکه‌های بهارآزادی و میلیاردها ریال جوایز نقدی و غیر نقدی است(که آن‌هم خدا می‌داند به کی می‌رسد!!) یا انگیزه‌ی خرید محصولات خوراکی فلان شرکت و نگه داشتن درب قوطی نزد خود! البته در گاوصندوق!!(با کمال استفاده از موقعیت متبرک شده‌ی جغرافیایی-مذهبی شرکت!)  به جای خرید محصولات با کیفیت‌تر از شرکت‌های قدیمی‌تر و به‌تر، آیا به خاطر کیفیت خود محصول است؟ و آیا نیت خیلی‌ها از خرید کارت ارمغان بهزیستی(لاتاری سابق) کمک به دیگران است؟ و خیلی سوالات دیگر! اما با این روش‌ها،  جهت سرمایه‌گذاری یا خرید یک محصول، ایجاد انگیزه می‌شود ولو من نوعی، اگر جوایز نبود هرگز سراغشان نمی‌رفتم.
ایا الان گلد کوئست به دولت مالیات میده یا نه؟
اگه شما از دفتر نمایندگی ای کارت تهیه کنین٬ میبینین که ای کارتی که توی مجموعه ها ۹۰۵۰ ریال معامله میشه٬ دفتر نمایندگی ۹۱۸۰ ریال معمله میکنه!! این اختلاف قیمت همون مالیاتی که به دولت میدن ویا همون پولی که هنگام تحویل محصول از شما گرفته میشه
اند.


 
دوشنبه 13 تیر ماه سال 1384
یه چیز دیگی درباره حرام و حلالی


در فقه اسلامی شرایط زیر باید برای یک معامله صحیح تجاری رعایت شود : جنس باید مشخص باشد و قابل تصرف ، مبلغ حق الزحمه باید در حین معامله به عنوان شرط ذکر شود ، مبلغ حق الزحمه باید مشخص و قابل تصرف باشد . طرفین قرارداد باید عاقل و بالغ باشند . مورد معامله نباید به ذات حرام باشد مانند شراب ، گوشت خوک و ... در نتیجه هیچ اشکالی در این کار نمی بینیم . از آنجائیکه ریز محصول با ریز مشخصاتش داده می شود ، محصول طلا است و از نظر شرعی مشکلی ندارد . صاحبان شرکت صهیونیست نیستند ، مبلغ حق الزحمه مشخص است ( 250 دلار ) ، محصول و جق الزحمه قابل تصرف است ، پس این معامله از نظر اسلام کاملا صحیح می باشد .

 
جمعه 10 تیر ماه سال 1384
شاید خیلی ها هم بگن از کجا معلوم در این کمپانی تخته نشه(ورشکست)؟


سوال خوبی پرسیده خوب به نظر تودلایلی که باعث میشه یک کمپانی ورشکست بشه چیه(ازش بخواین دلایلی که یک کمپانی ورشکست میشه رو روی کاغذ بنویسه)  تا با هم در مردش صحبت کنیم
نتونه پورسانت زیرمجموعه ها رو بره؟
از موقعی که یک نفر خرید میکنه تا برای بالا سری هاش صبت بشه 2 هفته طول می کشه که کمپانی از پول شما استفاده می کنه و در قسمت های مختلف دنیا سرمایه گذاری می کنه که این قسمتها رو هم بر اساس تحقیقات صورت می گیره و صنعت های پر درامد را برای این کار انتخاب میکنهو این کمپانی International و میتونه در هر جای دنیا سرمایه گذاری کنه میخوای بدونی کجا ها سرمایه گذاری کرده(اگه تمایل نداشت یعنی سوالشو از روی بهنه پرسیده اگه هم می خواست تمام موارد رو واسش توضیح بدین)
کشور ها(از جمله ایران)جلو این کار رو بگیرن و هیچ کس نتونه وارد بشه؟
این کمپانی زیر نظر سازمان تجارت جهانی فعالیت می کنه یعنی فعالیت و طرح اقتصادیش تا یید شده از سازمان تجارت جهانیو حداقل 176 کشوری که زیره نظر این سازمان فعالیت می کنند نمی تونن جلوشو بگیرن چون همه کشورهای عضو سازمان تجارت جهانی با یکدیگر توافق دارن و می توتنن به بازارهای یکدیگر دسترسی پیدا کنن)ایران وارد تجارت جهانی شده و ...)
این کار(Network Marketing) یک تجارت الکترونیکی هدفش حذف واسطه و از بین بردن حد و مرزها و تبدیل بازارهای جدای دنیا به یک دهکده تجاری و اصولا هیچ چیزی نمی تونه جلوی اینترنت رو بگیره(در باره قدرت کمپانی== > verisign-AIC-Interpol-WTO هم می تونید توضیحکامل بدین)

 
جمعه 10 تیر ماه سال 1384
این کمپانی کلاه برداره
کجااین کمپانی (کدوم قسمتش)  کلاه برداری؟
قسمت محصولات؟ محصولات از کجا معلو م طلاست؟
Feel –felt-found
قسمت محصولات؟از کجا معلوم محصولات به دستما برسه؟
کمپانی تو ایران دفتر نمایندگی داره با مجوز رسمی ازدولت  ایران و هنوزم داره فعالیت میکنه (به نظر شما به یک کمپانی کلاه بردار اجازه فعالیت میدن یعنی گرفتن مجوز تاسیس دفتر نمایندگی یک کمپانی خارجی به همین راحتی شده نه مطمعن باشید مقامات کشور ما هم درباره این کمپانی کاملا تحقیق کردن) وظیفه اصلی دفتر نمایندگی هم رسوندن محصولات خریداری شده  به دست اعضا این کمپانی در ایرانه
قسمت پورسانت دهی؟
اگه خودتون یا بالاسریتون که اون میشناسه پورسانت گرفته بود می تونید مطلعش کنید
بیاد سایت و قسمت Quest Accountرو ببینه (اگه کسی از بچه ها پورسانتی داشت که می خواست از حسابش بکش بیرون)طریقه گرفتن ایکارت رو بهش نشون بدید
اگه پورسانت کسی رو توی فان میدن بیارینش توی فان
پس تعریف کلاهبرداری چیه ؟
کمپانی که داره خسارت تمام مال باختگان در ایران رو میده و تمامی محصولات رو هم که می رسونه بازم کلاه برداره؟
(پرداخت 1000000دلار و بیش از ۲۵۰۰ محصول به قوه قضاییه از طرف کمپانی جهت مالیات دولت و مالباختگانی که توسط هموطنان خودشان خسارت دیده اند! که خبر آن در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ :۲۸ بهمن ۱۳۸۳ منتشر گردید(
این پرداخت خسارت نشانه چیست ؟
یعنی ایران با قبول این خسارت می خواد در کلاهبرداری شریک شه و سهم خود را دریافت کنند ؟
یا با توجه به این پرداخت خسارت که ثابت کننده اعتبار کمپانی است به این میرسیم که اصلا کلاهبرداری در کار نبوده و فقط مشکل (( سهم ما چی میشه !‌))  بوده ؟
در ضمن کمپانی خسارت چه چیزی را دارد پرداخت می کند ؟ خسارت عمل نکردن به وعده های خود   و یا خسارت محصولات تقلبی خود را ؟
یاو  خسارتی که افراد کلاه بردار سود جوی ایرانی به هموطنان خود وارد کرده اند . آیا کمپانی مقصر بوده که افرادی سر عده ای را کلاه گذاشته اند ؟

 
جمعه 10 تیر ماه سال 1384
نقد حرام و حلال از دید...

میگن این کار حرام؟
شما همه اطلاعات کارو تو جلسه پرزنت گرفتین
حالا به نظر خودتت کجای این کار حرام؟
میگن قمار؟
یک نکته مهم درباره قمار و اون اینه که قمار مشروط به شرطه.
وقتی دو یا چند نفر با هم قمار می‌کنند، معامله هیچ جنسی دربین نیست؛ به این معنی که هیچ خرید و فروشی اتفاق نمی‌افته و فقط صحبت از باخت و برد هست.
انجام قمار مستلزم خریدوفروش هیچ جنسی نیست و پول‌ها از بازنده به برنده انتقال پیدا می‌کنه. برنده و بازنده بر سر موضوع مشخصی شرط‌بندی می‌کنن و الزاما فقط یکی‌شون برنده می‌شه.
علاوه بر این، در قمارکردن به معنای رایج ، شرط قمار ، کاملا بر اساس بخت و اقبال . نه توانایی اشخاص پایه‌ریزی شده و برنده و بازنده هیچ نقشی در انجام اتفاقی که سرش شرط می‌بندن ندارن. و شرط وابسته به توانایی‌های اون‌ها نیست. مثلا شرط‌بندی بر سر شیر یا خط اومدن یک سکه و یا بر سر بازی دو تیم فوتبال. بنابراین از همون اول تعریف شده که در قمار بازنده‌ای وجود داره و برنده‌ای.
هیچ کدوم این شرایط درمورد گلدکوئست صدق نمی‌کنه
win-win
میگن سود رباه؟
چیزی رباح که برای بدست وردنش هیچ زحمتی نکشی ولی تو با ورودت به این سیستم اول اموزش میبینی تا 2نفر را به این سیستم معرفی کنیم ولی کارت این جا تمام نمیشی بلکه مرحله مهم کارت از این به بعد که به انها اموزش بدی راه درست رو نشونشون بدی, یک مدیر خوب باشی و یک راهنما که مسیر درست را بهشون نشون بده و تا تمام این کارا رو انجام ندی هیچ درامدی نخواهی داشت و به دست اوردن تمام انها مستلزم وقت صرف کردنه با تمام اینا فکر میکنی بازم اینجا بدون زحمت میشه پول دراورد(صبر کنید تا خدش جواب بده)
غشر در معامه؟
چه غشر ؟کجا این کار غشری انجام شده؟
یعنی محصولی که می خریم طلا نیست؟
Feel-felt-found
هر محصولی یک شناسنامه داره وتمام اطلاعات محصول را نوشته
این محصولات در کمپانی b.h.layer mint ضرب میشه سابقه 130 داره و اعتبار بسیار بالا در جهان برای ضرب سکه های کلکسینری , حالا فکر میکنی این کمپانی به خاطر کلاه برداری یک کمپانی دیگه این سابقه 130 ساله خودش خراب میکنه
(اولین مدال معتبر ضرب شده در b.h.mayer mint در سال 1936 مدال المپیک بوده)
توضحات
در فقه اسلامی شرایط زیر باید برای یک معامله صحیح تجاری رعایت شود : جنس باید مشخص باشد و قابل تصرف ، مبلغ حق الزحمه باید در حین معامله به عنوان شرط ذکر شود ، مبلغ حق الزحمه باید مشخص و قابل تصرف باشد . طرفین قرارداد باید عاقل و بالغ باشند . مورد معامله نباید به ذات حرام باشد مانند شراب ، گوشت خوک و ... در نتیجه هیچ اشکالی در این کار نمی بینیم . از آنجائیکه ریز محصول با ریز مشخصاتش داده می شود ، محصول طلا است و از نظر شرعی مشکلی ندارد . صاحبان شرکت صهیونیست نیستند ، مبلغ حق الزحمه مشخص است ( 250 دلار ) ، محصول و حق الزحمه قابل تصرف است ، پس این معامله از نظر اسلام کاملا صحیح می باشد .
(عملا میگن این هیچ فرقی با قمار نداره!!!!! شما توی قمار یک برنده دارین ویک بازنده.... ولی توی کار ما برنده , برنده ست (Win/Win) فقط کسی توی این بازی میبازه که فعالیت یا تلاشی نکنه... شما حتی اگه هم کاری نکنین چیزی از دست نمیدین.... محصول زیبا و با کلاسی خریدین که اسمش طلاست.... یه محصول کلکسیونری. که به مرور زمان ارزش پیدا میکنه.... اسلام خودش گفته که هرجا عقل حکم کنه ، شرع هم به اون حکم میکنه. حالا اینجا خودت باید تصمیم بگیری، یا حرف دیگران یا عقل خودت)
چرا تعدادی از آیات عظام، گلدکوئست و تجارت‌های مشابه را جایز ندانستند ؟
اصولا این‌گونه جایز ندانستن‌ها و حتی تحریم‌ها در تاریخ، کم نبودند و هر مرجع تقلیدی، بسته به برداشت و نظر خود، حدّت و شدت تحریم را معین می‌کرد. ادبیاتی که برای این‌گونه حرمت‌ها به کار می‌رود اغلب به این صورت هستند :
در حکم محاربه با امام زمان است: الیوم استعمال تنباکو و توتون بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان صلوات الله و سلامه علیه است. (آیت الله میرزای شیرازی)
مطلقاً و قطعاً حرام: شطرنج مطلقا حرام است(آیت الله سیستانی) 
حرام: پول دادن به شعبده بازها و دعوت از ایشان حرام است. (امام خمینی)
بنابر احتیاط حرام: بازی با آلات قمار ولو بدون برد و باخت بنا بر احتیاط شدید حرام است. (آیت الله العظمی بهجت)
جایز نیست: نظر کردن خانم‌ها به فیلم‌های ورزشی که از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شوند در صورتی که اکثر بدن مردان نمایان باشد؛ جایز نیست. (آیت الله العظمی صافی گلپایگانی)
اشکال دارد: خرید و فروش برگ‌های ارمغان بهزیستی اشکال دارد و شبیه بلیط‌های بخت‌آزمایی است. (آیت الله مکارم شیرازی)
خالی از اشکال نیست: کف زدن در مجالس اهل بیت خالی از اشکال نیست. (آیت الله العظمی گلپایگانی)
رجحان شرعی ندارد: سیزده‌به‌در و چهارشنبه‌سوری رجحان شرعی ندارد و تشویق مردم به این مورد؛ تشویق به دنیا و اغفال از آخرت است (آیت الله تبریزی)
کراهت دارد: بلند بودن ریش بیش‌تر از یک قبضه کراهت دارد. (خامنه‌ای)

در این میان، مواردی هم بودند که به دلیل ضعف آگاهی و شناخت! اشتباهاً حرام شده و پس از مدتی با شرط و شروطی حلال شناخته می‌شدند. مثل خاویار
مشکلی که از دیرباز در میان مردم و هم‌چنین سازمان روحانیت وجود داشته؛ مقاومت و اینرسی ایشان در مقابل بسیاری از نوآوری‌ها و دگرگونی‌هاست که علت آن را باید در دو جنبه‌ی روان‌شناسی و جامعه‌شناسی بررسی نمود. اما یکی از مهم‌ترین دلایل، ضعف اطلاعاتی در میان اقشار جامعه از جمله روحانیون بوده و هست که این عدم آگاهی‌ها، باعث ایجاد شکاف میان روحانیت و دست‌آوردهای جدید می‌شد. مثل: مخالفت روحانیون با تاسیس مدارس امروزی، روزنامه، رادیو، تلویزیون، قند حبه‌ای، ویدئو، کت و شلوار و ... که به مرور زمان بسیاری از آن مخالفت‌ها تقلیل یافته‌اند و یا به موافقت تبدیل شده‌اند و برخی هم‌چنان  باقی‌اند و قوانین جمهوری اسلامی نیز به تبع آن تغییرات، رفته رفته در بسیاری از موارد، تغییر موضع داده است
- تاریخ می‌گوید که هر دست‌آوردی متاسفانه به دلیل ضعف آگاهی برخی روحانیون، ابتدا مورد مخالفت شدید واقع شد. مثل مدرسه و اصولاً مکانیزم سازمان روحانیت(از نوع محافظه‌کارانه‌اش) با نو آوری هم‌آهنگ نیست .
۲- تغییرات تدریجی احکام، بدون تغییر در موضوع، نشان‌دهنده‌ی این است که احکام عجولانه و بدون مطالعه نیز می‌توانند صادر شوند .
مشروعیت را کسی تعیین نمی‌کند بل‌که تعیین مشروعیت، با خداست. یعنی وظیفه‌ی یک روحانی آگاه، کشف مشروعیت یا عدم مشروعیت موضوعات است و اگر از ماهیت موضوع، اطلاع کاملی نداشته باشد و به تمام نکات آن اشراف و آگاهی نداشته باشد؛ لذا صلاحیت اعلام مشروعیت آن را ندارد. به عنوان مثال حکم آقای مکارم شیرازی در مورد گلدکوئست، که آن را  «فعالیت اقتصادی مرموز»! می‌نامد؛ نشان‌دهنده‌ی این واقعیت است که اطلاعات ایشان از گلدکوئست کامل نیست لذا تا زمانی که گلدکوئست از نظر ایشان «مرموز» می‌باشد؛ اعلام نظر در مورد مشروعیتش نیز در صلاحیت ایشان نیست. نکته‌ی جالب‌تر، این است که اغلب مخالفین دوآتشه‌ی گلدکوئست، آن را «گلدکوئیست» می‌نامند. یعنی کسانی که حتی به خودشان زحمت ندادند تا نام یک کمپانی را درست یاد بگیرند و تلفظ کنند؛ چطور می‌توانند اندر باب مضرات و جنبه‌های مختلف گلدکوئست، بحث کارشناسی کنند


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 4528


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها